حكيم ابوالقاسم فردوسى
610
زگفتار دهقان ( شاهنامه فردوسى به نظم ونثر ) (نگارش اقبال يغمائى) (فارسى)
آتشكدهها و نوآيين كردن جشنهاى نوروز و سده كرد ، و سيم بهره را به آباد كردن رباطهاى ويران شده اختصاص داد . خراج چهار ساله را نيز بر همگان بخشيد . سپس تختى سيمين و يك جفت كفش زرين با چيزهاى گرانبهاى ديگر براى بهرام فرستاد و فرمود آنچه غنيمت از دشمن به چنگ آورده است به سپاهيان ببخشد ، و زان پس جنگ پرموده پسر ساوه شاه را ساز كند . رزم بهرام چوبينه با پرموده پسر شاهساوه از روى ديگر چون پرموده از آهنگ سالار سپاه ايران آگاه شد ، همهء گنجهاى خود را در دژى كه سخت استوار بود نهاد . از جيحون گذشت و جنگ با سپاه ايران را آماده شد . در اين پيكار نيز در سپاهيان تركان شكست افتاد . پرموده حصارى شد و زينهار خواست به شرط اين كه منشور و مُهر از هرمزد باشد . بهرام نبشتند پس نامهاى سودمند * به نزديك پيروز شاه بلند كه خاقان چين زينهارى شدست * ز جنگ درازم حصارى شدست يكى مهر و منشور بايد همى * بدين مژده بر سور بايد همى كه خاقان ز ما زينهارى شود * از آن برترى سوى خوارى شود شاه از اين خبر شادان شد و زينهار نامه نوشت و براى پرموده فرستاد ، و به سالار سپاه ايران نيز پاسخ فرستاد كه پرموده را به خوبى به درگاه بفرستد . خشم گرفتن بهرام چوبينه بر پرموده از روى ديگر پرموده به رسيدن زنهار نامه از باره فرود آمد . بر اسب نشست ، و بىآنكه به بهرام بنگرد و اعتنا كند با سپاهيانش رو به ايران نهاد . بهرام از رفتار پرموده خشمگين و برآشفته شد ، و به گرفتن و آوردنش فرمان داد . پرستندگان پرموده را پياده آوردند . چون بهرام را ديد گفت : روزگارى پادشاهى بزرگ و نام آور بودم اكنون از بخت بد از بلندى به خوارى درافتادهام . اما شاه مرا زينهار داده است ، و مىروم تا به